درحال بارگذاری...
دسترسی سریع و امن به تمامی وب‌سایت‌ها، فروشگاه‌ها، پروژه‌های آموزشی و شبکه‌های رسمی ماسترو رحیمی، پدر پیپ ایران.
فرهاد مهراد؛ زندگی، رازهای ناگفته و داستان مردی که متفاوت ماند

فرهاد مهراد؛ زندگی، رازهای ناگفته و داستان مردی که متفاوت ماند

توضیحات:

فرهاد مهراد؛ زندگی، رازهای ناگفته و داستان مردی که متفاوت ماند

کمتر خواننده‌ای در موسیقی ایران پیدا می‌شود که صدایش بعد از گذشت سال‌ها همچنان این‌قدر قابل تشخیص باشد. کافی است چند نت از «مرد تنها»، «جمعه»، «کودکانه» یا «برف» شنیده شود تا خیلی‌ها بدون دیدن نام خواننده، فرهاد مهراد را بشناسند.

فرهاد فقط یک خواننده نبود؛ بخش مهمی از هویت هنری او به انتخاب شعر، وسواس در اجرای موسیقی و فاصله گرفتن از فضای معمول شهرت برمی‌گشت. خودش در گفت‌وگویی منتشرنشده توضیح داده بود که از کودکی به‌واسطه برادرش با موسیقی آشنا شد و بخش زیادی از آموزش موسیقی‌اش را از راه گوش و تجربه شخصی به دست آورد.

کودکی فرهاد؛ موسیقی‌ای که اتفاقی شروع شد

فرهاد مهراد در سال ۱۳۲۲ در تهران متولد شد. پدرش رضا مهراد از دیپلمات‌های ایران بود و دوران کودکی فرهاد نیز به دلیل مأموریت‌های پدر، بخشی در خارج از ایران گذشت.

علاقه فرهاد به موسیقی از همان سال‌های کودکی شکل گرفت. برادر بزرگ‌ترش ویولن می‌نواخت و فرهاد ساعت‌ها به موسیقی گوش می‌داد. بعدها برای او ویولنسل تهیه شد تا آموزش موسیقی را آغاز کند، اما این تجربه خیلی زود تمام شد.

در روایتی که از خود فرهاد نقل شده، ساز پس از چند جلسه خراب شد و همین اتفاق عملاً پایان نخستین تلاش جدی او برای یادگیری رسمی ساز بود. با این حال، موسیقی از زندگی‌اش حذف نشد؛ برعکس، فرهاد بیشتر از راه گوش دادن، تجربه کردن و معاشرت با نوازندگان جوان، مسیر خودش را پیدا کرد.

شاید همین شروع غیرمعمول یکی از دلایلی باشد که بعدها موسیقی فرهاد چنین شخصیت مستقلی پیدا کرد.

فرهاد؛ خواننده‌ای که از ابتدا دنبال شهرت نبود

فعالیت حرفه‌ای فرهاد از سال‌های جوانی آغاز شد. او ابتدا با گروه‌هایی از نوازندگان جوان همکاری کرد و بعد به گروه مشهور «بلک کتس» پیوست.

اما فرهاد خیلی زود متوجه شد که زندگی دائمی روی صحنه و فعالیت گروهی با روحیه‌اش سازگار نیست. خودش بعدها گفته بود که در نهایت به این نتیجه رسید که باید به شکل مستقل کار کند.

یکی از نقاط مهم زندگی حرفه‌ای او، اجرای «مرد تنها» بود؛ ترانه‌ای که برای فیلم «رضا موتوری» ساخته شد و نام فرهاد را به شکل گسترده‌ای بر سر زبان‌ها انداخت. موسیقی این قطعه را اسفندیار منفردزاده ساخته بود و شعر آن از شهیار قنبری بود.

«مرد تنها» فقط یک آهنگ موفق نبود؛ شروع دوره‌ای بود که صدای فرهاد با ترانه‌هایی جدی، اجتماعی و متفاوت گره خورد.

راز مهم فرهاد؛ چرا تعداد آهنگ‌هایش کم بود؟

یکی از نکات جالب درباره فرهاد این است که برخلاف بسیاری از خوانندگان، تعداد آثار منتشرشده او چندان زیاد نیست.

فرهاد اعتقاد داشت هر ترانه‌ای ارزش خواندن ندارد و در انتخاب شعر و موسیقی بسیار سخت‌گیر بود. در گفت‌وگویی که از او منتشر شده، درباره رابطه شعر و موسیقی تأکید می‌کند که موسیقی نباید با تزئینات غیرضروری، توجه شنونده را از کلام دور کند. از نظر او شعر و موسیقی باید در کنار یکدیگر معنا پیدا کنند.

همین نگاه می‌تواند یکی از دلایل ماندگاری آثار او باشد.

فرهاد قرار نبود هر سال تعداد زیادی آهنگ منتشر کند؛ او ترجیح می‌داد قطعه‌ای اجرا کند که حرفی برای گفتن داشته باشد.

«جمعه»؛ آهنگی که یک داستان مشهور پشت سرش دارد

«جمعه» یکی از معروف‌ترین آثار فرهاد است و سال‌ها درباره مضمون و داستان شکل‌گیری آن روایت‌های مختلفی منتشر شده است.

این ترانه در سال ۱۳۵۰ برای فیلم «خداحافظ رفیق» اجرا شد و به شهرت بسیار زیادی رسید. در سال‌های بعد، درباره سیاسی بودن شعر و ارتباط آن با حوادث اجتماعی آن دوره روایت‌های مختلفی شکل گرفت؛ با این حال، نسبت دادن قطعی برخی تفاسیر سیاسی به ترانه محل اختلاف است و حتی شهیار قنبری، ترانه‌سرای اثر، بعضی از این ادعاها را رد کرده است.

این موضوع خودش نشان می‌دهد که آثار فرهاد چگونه از یک ترانه ساده فراتر رفتند و تبدیل به بخشی از خاطره جمعی چند نسل شدند.

فرهاد و «گنجشکک اشی مشی»

«گنجشکک اشی مشی» یکی دیگر از قطعاتی است که نام فرهاد را برای همیشه در حافظه موسیقی ایران ثبت کرد.

این اثر از آن دسته ترانه‌هایی بود که هم کودکان و هم بزرگسالان با آن ارتباط برقرار می‌کردند. اجرای فرهاد به این شعر و موسیقی، فضایی جدی‌تر و عمیق‌تر داد و باعث شد قطعه از قالب یک ترانه کودکانه فراتر برود.

«کودکانه» نیز وضعیت مشابهی دارد؛ ترانه‌ای که بسیاری آن را با نام «بوی عیدی» می‌شناسند و هنوز یکی از قطعات خاطره‌انگیز فرهاد محسوب می‌شود.

فرهاد فقط خواننده ترانه‌های فارسی نبود

یکی از جنبه‌های کمتر مورد توجه کارنامه فرهاد، علاقه جدی او به موسیقی انگلیسی و غربی بود.

او با موسیقی پاپ، راک و فولک غربی آشنایی داشت و تعدادی از قطعات انگلیسی را نیز اجرا کرد. حتی در دوره‌ای که در انگلستان اقامت داشت، با فضای موسیقی آنجا بیشتر آشنا شد و پیشنهادهایی برای فعالیت حرفه‌ای دریافت کرد؛ هرچند این مسیر در نهایت به انتشار آلبوم مورد نظر منجر نشد.

در میان اجراهای انگلیسی فرهاد، قطعاتی مانند:

I Believe to My Soul

Don’t Let Me Be Misunderstood

Hey, That’s No Way to Say Goodbye

و

The Windmills of Your Mind

قرار دارند.

این بخش از کارنامه فرهاد نشان می‌دهد که موسیقی او را نمی‌توان فقط در چارچوب «خواننده پاپ ایرانی» تعریف کرد.

چرا فرهاد بعد از انقلاب برای سال‌ها از صحنه دور ماند؟

پس از انقلاب ۱۳۵۷، فعالیت حرفه‌ای فرهاد برای سال‌ها متوقف شد و اجازه فعالیت آزادانه نداشت. او در این دوران از انتشار و اجرای منظم آثارش فاصله گرفت.

«وحدت» از جمله آثاری است که در فضای سال‌های انقلاب اجرا شد و بعدها نیز به یکی از قطعات شناخته‌شده کارنامه او تبدیل شد.

سال‌ها بعد فرهاد دوباره امکان فعالیت پیدا کرد و در دهه ۱۳۷۰ آلبوم «خواب در بیداری» منتشر شد. پس از آن نیز آلبوم «برف» را منتشر کرد؛ آلبومی که بخشی از نگاه متفاوت او به موسیقی و زبان را در سال‌های پایانی فعالیتش نشان می‌دهد.

یک فرهاد متفاوت؛ کم‌حرف، سخت‌گیر و دور از هیاهو

شاید یکی از مهم‌ترین رازهای ماندگاری فرهاد، شخصیت متفاوت او خارج از صحنه باشد.

او علاقه چندانی به زندگی پرزرق‌وبرق ستاره‌ها نداشت و بیشتر ترجیح می‌داد موسیقی‌اش درباره او حرف بزند. در گفت‌وگوهای باقی‌مانده از او نیز می‌توان این نگاه را دید؛ فرهاد درباره موسیقی، شعر و کیفیت اثر صحبت می‌کرد و کمتر به جنبه‌های شهرت و نمایش توجه داشت.

حتی درباره آهنگسازی نیز نگاه جالبی داشت. خودش گفته بود که چند اثر را به‌طور کامل آهنگسازی کرده، اما در زمینه ترانه و کلام معمولاً از یک شعر موجود استفاده کرده و تغییراتی در آن داده است.

سال‌های پایانی زندگی فرهاد

سال‌های پایانی زندگی فرهاد با بیماری هپاتیت C همراه شد. بیماری او در اواخر دهه ۱۳۷۰ جدی‌تر شد و برای ادامه درمان به فرانسه رفت.

فرهاد مهراد در ۳۱ اوت ۲۰۰۲ در پاریس درگذشت و در گورستان تیه در حومه پاریس به خاک سپرده شد. او هنگام مرگ ۵۸ سال داشت؛ هرچند در برخی منابع فارسی سن او ۵۹ سال ذکر شده است که به شیوه محاسبه سن و تاریخ‌های مورد استفاده در منابع برمی‌گردد.

اما مرگ فرهاد پایان داستان او نبود.

آثارش همچنان شنیده شدند، درباره زندگی و موسیقی‌اش کتاب و مستند ساخته شد و صدایش برای نسل‌های بعد نیز باقی ماند.

چرا هنوز صدای فرهاد شنیده می‌شود؟

شاید پاسخ را باید در ترکیب چند ویژگی پیدا کرد: صدایی که شبیه دیگران نبود، انتخاب شعرهایی که تاریخ مصرف نداشتند، موسیقی‌ای که بیش از اندازه شلوغ نبود و مهم‌تر از همه، هنرمندی که حاضر نبود برای بیشتر دیده شدن، از معیارهای خودش کوتاه بیاید.

فرهاد تعداد زیادی آهنگ منتشر نکرد؛ اما بسیاری از همان قطعات محدود، تبدیل به بخشی از حافظه موسیقی ایرانی شدند.

از «مرد تنها» و «جمعه» گرفته تا «کودکانه»، «وحدت»، «آینه»، «سقف» و «برف»، هرکدام تصویری متفاوت از فرهاد را نشان می‌دهند.

شنیدن آهنگ های فرهاد مهراد به صورت آنلاین

اگر بعد از خواندن زندگی فرهاد مهراد دوست دارید خود صدا و موسیقی او را بشنوید، مجموعه‌ای از آثار شناخته‌شده او در این صفحه برای پخش آنلاین قرار گرفته است.

در این مجموعه می‌توانید به قطعات فارسی و انگلیسی فرهاد گوش دهید؛ از یه شب مهتاب، جمعه، کودکانه، وحدت و آینه گرفته تا مرد تنها، گنجشکک اشی مشی، سقف، هفته خاکستری و برف و چند اجرای انگلیسی او.

برای شنیدن این مجموعه و پخش آنلاین آهنگ های فرهاد مهراد، از لینک زیر وارد صفحه شوید:

[گوش دادن آنلاین به آهنگ های فرهاد مهراد]

 

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *